میرحسین موسوی

 
 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

وبلاگ داستان کوتاه

 

۩ دوستان ۩  داستانها ۩  لينکستان ۩ طراح  ۩

 

مطالب اخیر


ویژه انتخابات

 کاوشگران راهکار نوین
 مریم گلی
 میر حسین
 نسل فیروزه ای

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
[متن کامل شعر]



 بی تو مهتاب شبی

Free Web Counter

دوستان

پسری با کفش های کتانی
میانبرهای سی ثانیه ای
حرف هایی برای گفتن
بانـوی اردیـبهشـت
داستانک چـوبی
همشهری کـاوه
خرچنگ مردابی
حقیقت زیبایی
Dismember
گور و گهواره
دومانلی تبریز
نقطه ته خط
بابک نادعلی
تنهاترین تنها
آبی آرام بلند
زبان سینـما
اشک مهتاب
تکه گمشده
قطره باران
جاداستانی
دلتنگی هام
 مژگان بانو
نفرین نامه
میم نوشت
 خاله ریـزه
 عمو مـجید
خشت زن
مریم گلی
مینی ژوپ
آبان دخت
داستانگو
پاییز آبی
ماهزاده
کومچولو
سپینود
مریم آ
اکسـیـر
انگوری
مجهول
ساناز
نارنج
شیبا
مرتیا
ثریا
صبا

سایت

دکتر الهی قمشه ای
وحید هاشمیان
آی آی کـتـاب
پارس فوتبال
هفت سنگ
 کاپـوچینـو
شـرقیان
آریا آرزم
کتابلاگ
قـابیل
الیشا
فروغ
شرح


داستانها

خاطرات پیرمرد 1و2و3و4
تو منو دیونه می کنی
چراغ نئون قرمز رنگ
سین مثل سهراب
اصلاحات مخفی
خفن شدن 1و2
ضربه آخر1و 2
بهشت غریب
عشق فوتبال
صبح روز عید
فقط 70 دلار
مهمانی آخر
جعبه سیاه
ماهی گلی
یک رنگی
حاجی آقا
عزاداری
18 تیر
کنکور
25TH
مترو
آرزو

دیگر نوشته ها

صد و یکمین سال تولد هدایت
زندگی نامه دکتر محمد مصدق
زندگی نامه فریدون مشیری
شب شعر: شمس لنگرودی
ستاره آسمان موسـيقی 
شعر نو یا کلاسیک؟1و2
نظر سنجی بد است
هجوم به دانشگاه
نمی خواهم بمیرم
کوچه مشیری
زلـزلـه بم


آرشیو

 

لينکستان

New Page 1

توجه: مسئوليت محتوی لینک ها بر عهده وبمستر آن می باشد


 

سال نو مبارک



با تبریک سال نو به همه دوستان سالی پر از شادی و خوشی برایتان آرزومندم. خوش باشید...
عیدی من

با تشکر از دوست خوبم یوسف.م که زحمت درست کردن این فایل فلش بر عهده شون بود.
راستی من حدود یک هفته این طرفا آفتابی نمی شم و می خواهیم بریم مسافرت (جاتون خالی!) تو دید و بازدیدها تا می تونید آجیل و شیرینی و ... بخورید نوش جونتون...(جای من خالی!)

**********


ماهی گلی





رضا وقتی به خانه رسید یادش افتاد که به پسرش قول داده بود ماهی بخرد. اما آنقدر از صبح این در و آن در زده بود که ماهی را فراموش کرده بود. به سمت پسرش رفت روی میز خوابش برده بود. نقاشی پسرش را برداشت: سفره هفت سین که اطرافش یک زن و یک مرد نشسته بودند. نیم ساعت از بامداد گذشته بود. تا لحظه تحویل سال فقط 4 ساعت فرصت داشت. از خانه بیرون رفت. اتوموبیلش را روشن کرد بلکه جایی پیدا کند و برای پسرش ماهی سفره هفت سین بخرد.
دو ساعت تمام خیابان ها را گشت اما بی نتیجه بود. از خیابانهایی می گذشت که در هفته اخیر برای تهیه مقدمات عمل همسرش بارها و بارها عبور کرده بود و از ترافیکش به ستوه آماده بود اما الان حتی پرنده هم پر نمی زد.رفته رفته امیدش به یافتن ماهی همچون امیدش به بهبودی همسرش کم و کمتر می شد.همسرش چهار سال بود که دیالیز می شد درست از وقتی که بچه دار شده بودند و الان نیاز به پیوند کلیه داشت.
چشمانش از خستگی سیاهی رفت مستاصل کنار خیابان اتوموبیلش را نگه داشت و سرش را روی فرمان اتوموبیل گذاشت و به خواب فرو رفت. دقایقی بعد با صدای پیرمردی که با سکه به شیشه می کوفت از خواب پرید. پیرمرد در حالی که سوار ماشین می شد از رضا خواست تا او را به خانه اش برساند. رضا بی اختیار ماشینش را روشن کرد... به خانه پیرمرد که رسیدند پیرمرد از رضا خواست تا دقایقی صبر کند. دقایقی بعد پیرمرد پلاستیک کوچکی آورد که ماهی قرمز کوچکی در آن بود و گفت:« بگیر!» رضا از تعجب کم مانده بود شاخ در بیاورد. واقعا نمی دانست چگونه از پیرمرد تشکر کند پلاستیک را که گرفت در چشم بهم زدنی پیرمرد ناپدید شد.
رضا سریعا خود را به خانه رساند. پسرش بیدار بود و سفره ای روی زمین پهن کرده بود. ماهی را به دست پسرش داد. پسرش گفت:« مامان اومده بود اینجا!»
ساعت چهار و بیست دقیقه بود. رضا پلاستیک ماهی را داخل کاسه ای ریخت از هفت سین پنج تاش تو خونه بود اونا رو جمع و جور کرد و با پسرش کنار سفره نشست. حالا دیگر امیدوار بود عمل سه روز بعد همسرش موفقیت آمیز خواهد بود:...« یا مقلب القلوب و الابصار... حول حالنا الی احسن الحال...»




+ حسین ; ٥:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٢٩

محرم...



باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
...

شهادت سرور و سالار شهيدان بر تمامي پيروان راهش تبريك و تسليت باد...
+ حسین ; ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٢۱

شعر نو يا کلاسيک؟(۲)



برای نوشته پیش دوستان زحمت کشیدن و نظرشون رو نوشتن .
شعر گفتن هنره و کسی می تونه شعر موفقی بگه که استعدادش رو داشته باشه (و البته تلاش و پشتکار هم بسیار مهمه)شعر کلاسیک به خاطر اینکه مقفا و وزن دار هست تو ذهن خواننده راحت میشینه و خواننده رو به خودش جذب می کنه با این حال سرودن یک شعر کلاسیک خوب کار هر کسی نیست و دلیل نمیشه کسی که نمی تونه خودش رو با وزن و قافیه وفق بده به زور وارد این عرصه بشه و چیزهایی بگه که صد رحمت به شعر نو... در حالی که شخص اگر احساس و تخیل بالایی داشته باشه می تونه از قالب آزاد نیمایی استفاده کنه و حرف دلش رو بگه... همه با هم، هم عقیده هستیم که شعر نو اگه فاقد احساس و تخیل قوی باشه راه به جایی نمی بره وخزعبلاتی بیش نیست.
کلاً شعر باید دارای چیزی باشه که با نثر متفاوت باشه: قافیه، وزن، احساس، خیال، کنایه یا... اینکه کدومش مهمتره؟ فکر می کنم نشه جوابی بهش داد.
دوستی در جواب اینکه « جوونا شعر نو رو بیشتر می پسندند» نوشته به خاطر موسیقی پاپ هست تا حدودی درسته ولی مثلا شعر نشانی(خانه دوست کجاست؟) سهراب سپهری اگه با موسیقی پاپ همراه بشه فکر نمی کنم تاثیر چندانی تو زیبایی و محبوبیت این شعر داشته باشه چرا که خود شعر واسه احساس لذت و سیراب شدن کافیه (کما اینکه برخی از آهنگ های پاپ پر طرفدار ، محبوبیتش به خاطر شعریه که خونده میشه)
دوست دیگری ابهام تو شعر رو مهم میدونه که تا حدودی از ملزومات شعر هست.
دوست دیگری شعر نو رو از مشخصه های عصر حاضر میدونه همونطور که فردوسی شعر حماسی سروده یا حافظ از عشق و تغزل گفته و لازمه اون زمان این بوده.


+ حسین ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٦

شعر نو يا کلاسيک؟



فریدون مشیری:


 


در بیابانی دور

که نروید جز خوار


که نتوفد جز باد


که نخیزد جز مرگ


که نجنبد نفسی از نفسی

خفته در خاک کسی


.................................


 


شعر نو یا شعر کلاسیک ؟! شما
کدامیک را می پسندید؟...


 


در
حال حاضر بیشتر کسانی که می خواهند به شعر بپردازند نوشته خود را به شعر نیمایی منتسب می کنند و چون از علم عروض و قوافی و... چیزی نمی دانند (یا نمی خواهند بدانند) ادعا دارند که محدود شدن به شعر کلاسیک و وزن و قاعده خاص با روح شعر سازگار نیست و شاعر باید آزاد باشد تا آنچه را که در ذهن دارد روی کاغذ بیاورد و اگر کسی از نوشته او سر در نیاورد ذوق هنری ندارد یا متعصب ومتحجر و ... است{!}

در
سمت دیگر طرفداران شعر کلاسیک قرار دارند و معتقدند وزن و قالب و قوافی جزء ارکان شعر فارسی است و شعر نو اگر فاقد این موارد باشد اصلا شعر نیست و اونایی که دل خوشی از این آخوند ها ندارن پرورش شاعران نو پرداز را به حکومت ملایان نسبت می دهند و ادعا دارند این شاعران در پی کمرنگ تر کردن شعر ملی و کلاسیک ایران هستند...



نظر شما چیه؟


من معتقدم شعر باید یه چیزی باشه که آدم بفهمه شاعر چی گفته و ازش لذت ببره... چند نقل قول ازمر حوم مشیری را برای آغاز بحث می نویسم:


 


1_ «... هیچ کس نمی تواند تعریف جامع و کاملی از شعر بیان دارد که نتوان چیزی به آن
افزود
]...[ شعر چیزی است که انسان با خواندن آن به حالتی ، شوقی یا احساسی دچار می شود و از آن لذت می برد ، غمگین می شود یا شاد می شود]...[از لحاظ فنی شعر دو گونه است قدیم و جدید. شعر قدیم بر اساس افاعیل است و آنهایی که وزن شعر را می دانند مشکلی در سرودن این شعر ندارند چون گفتن این نوع شعر کمی مشکل است تازه وارد ها بیشتر به سراغ نوع دوم می روند چون افاعیل رایاد نگرفته اند ]...[  وزن یکی از ارکان شعر است و در قالب نیمایی هم شعر وزن دار هم می توان سرود. شعر نیمایی به زبان گفتار نزدیک تر شده و مهمترین حرف نیما که باید نگاه را عوض کرد و شعر را بین مردم آورد را کمتر کسی متوجه شد. ]...[ شعر سپید یعنی شعری که وزن نداشته باشد، قافیه نداشته باشد و شاعر دارای احساس قوی باشد که در وزن و قافیه نگنجد. این شعر به علت احساس قوی شاعر زیباست ولی نه اینکه کسی بگوید:


"من

و

تو"


بعد چند جمله در زیرش بنویسد و آنرا شعر بنامد که هم از وزن و قافیه و هم از احساس خالی است و بیشتر به کتابت عمودی شبیه است.»


{مصاحبه مرحوم فریدون مشیری با مجله زنان شماره 70}


 

2_ «...از هشتاد سال پیش به این طرف تنها یک قالب به قالب های گذشته افزوده شد و آن قالب نیمایی است. یعنی شکستن مصراع در جای مناسب عروض و استفاده از کوتاه و بلند شدن مصراع ها برای بیان مقصود و احساس. نیما از گشایندگان راهی نو بود و کارهای موثر و با ارزشی به وجود آورد]...[ کسانی که شعر نو را به عنوان ادامه منطقی شعر کهن پذیرفته و به کار برده اند یعنی با استفاده از قالب آزاد مفاهیم تازه را به شعر کشیده اند و شعرشان در خواص و عوام نیز تاثیر گذار بوده است موفق شده اند از راه نوین نیماپیروی درست کنند.]...[»

{فریدون مشیری – نقل از کتاب زمزمه های پایدار- فروغ بهمن پور-1378}

 


 

نظر شما در مورد شعر نو و کلاسیک چیه؟ حتما نظرتون رو بهم بگین.

 

بحث ادامه دارد ...



+ حسین ; ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٠

***


دوستم یوسف یه کلیپ با حال گذاشته که دعوت می کنم ببینینش.....
+ حسین ; ٤:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٦

عيد غديرخم





هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست


با سلام وتبریک عید غدیرخم
به همه مسلمانان امیدوارم در همه لحظات زندگی تان موفق و پیروز باشید...کلیپ یا مولا رو نگاه کنید


یا مولا دلم تنگ اومده .........شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده


یه فکری کردم برای اینکه وبلاگم بهتر بشه اونم اینه که نظر شما در مورد وبلاگم بپرسم لطفا تو این نظر خواهی شرکت کنید اینجا رو کلیک
کنید. راستی این صفحه
لیست وبلاگ های فارسی
چطوره؟ حتما نظرتونو راجع بهش برام بنویسین.دوباره
عید غدیرخم رو بهتون تبریک می گم. فعلا خداحافظ





+ حسین ; ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱
 
 

 Go to top Design by hm.Ariya : 15 June 2005 ; Copyright ? 2002-2005 Sepehr61