حافظ

ميخوام از حافظ بنويسم: تا حالا شده که دست نياز به سوي دیوان حافظ دراز کنی و یک مرتبه یک حس مقدس سرتاسر وجودت رو بگیره . مثل اینکه یک لحظه دیگه تو این دنیا نیستی و آنوقت چشمهاتو ببندی و از ته دل نـیـت کنی و...
حتما برای تو هم اتفاق افتاده . شاید هم برات یک چیز پیش و پا افتاده به نظر بیاد ولی اینطور نیست .
اینکه میگن لسان الغیب واقعا یک لقب ساده تشریفاتی نیست بلکه توی فالهاش واقعا یک ارتباط روحانی با عالم بالا به وضوح دیده میشه (البته نه این فال حافظی سر گذر که اگه همه فالهای پیرمرد را هم بگیری فقط میبینی که یک شعر بیشتر درنیومده...!)
به عنوان مشت نمونه خروار است به این چند بیت توجه کنید:
((منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز
زمشـــــکلات طریـقت عنان متاب ای دل که مرد راه نينــــديشد از نشـيب و فراز
به نيـــم بوسـه دعايی بخـــــر ز اهل دلی که کيددشمنت از جان وجسم داردباز))
...
توضیح همین بس که این فال را من هنگامی گرفتم که میخواستم با یکی از دوستانم آشتی کنم...!6.gif3.gif
......

/ 2 نظر / 5 بازدید
سم

دمت گرم داداش (يا ابجی)...