شعر نو يا کلاسيک؟


فریدون مشیری:


 


در بیابانی دور

که نروید جز خوار


که نتوفد جز باد


که نخیزد جز مرگ


که نجنبد نفسی از نفسی

خفته در خاک کسی


.................................


 


شعر نو یا شعر کلاسیک ؟! شما
کدامیک را می پسندید؟...


 


در
حال حاضر بیشتر کسانی که می خواهند به شعر بپردازند نوشته خود را به شعر نیمایی منتسب می کنند و چون از علم عروض و قوافی و... چیزی نمی دانند (یا نمی خواهند بدانند) ادعا دارند که محدود شدن به شعر کلاسیک و وزن و قاعده خاص با روح شعر سازگار نیست و شاعر باید آزاد باشد تا آنچه را که در ذهن دارد روی کاغذ بیاورد و اگر کسی از نوشته او سر در نیاورد ذوق هنری ندارد یا متعصب ومتحجر و ... است{!}

در
سمت دیگر طرفداران شعر کلاسیک قرار دارند و معتقدند وزن و قالب و قوافی جزء ارکان شعر فارسی است و شعر نو اگر فاقد این موارد باشد اصلا شعر نیست و اونایی که دل خوشی از این آخوند ها ندارن پرورش شاعران نو پرداز را به حکومت ملایان نسبت می دهند و ادعا دارند این شاعران در پی کمرنگ تر کردن شعر ملی و کلاسیک ایران هستند...



نظر شما چیه؟


من معتقدم شعر باید یه چیزی باشه که آدم بفهمه شاعر چی گفته و ازش لذت ببره... چند نقل قول ازمر حوم مشیری را برای آغاز بحث می نویسم:


 


1_ «... هیچ کس نمی تواند تعریف جامع و کاملی از شعر بیان دارد که نتوان چیزی به آن
افزود
]...[ شعر چیزی است که انسان با خواندن آن به حالتی ، شوقی یا احساسی دچار می شود و از آن لذت می برد ، غمگین می شود یا شاد می شود]...[از لحاظ فنی شعر دو گونه است قدیم و جدید. شعر قدیم بر اساس افاعیل است و آنهایی که وزن شعر را می دانند مشکلی در سرودن این شعر ندارند چون گفتن این نوع شعر کمی مشکل است تازه وارد ها بیشتر به سراغ نوع دوم می روند چون افاعیل رایاد نگرفته اند ]...[  وزن یکی از ارکان شعر است و در قالب نیمایی هم شعر وزن دار هم می توان سرود. شعر نیمایی به زبان گفتار نزدیک تر شده و مهمترین حرف نیما که باید نگاه را عوض کرد و شعر را بین مردم آورد را کمتر کسی متوجه شد. ]...[ شعر سپید یعنی شعری که وزن نداشته باشد، قافیه نداشته باشد و شاعر دارای احساس قوی باشد که در وزن و قافیه نگنجد. این شعر به علت احساس قوی شاعر زیباست ولی نه اینکه کسی بگوید:


"من

و

تو"


بعد چند جمله در زیرش بنویسد و آنرا شعر بنامد که هم از وزن و قافیه و هم از احساس خالی است و بیشتر به کتابت عمودی شبیه است.»


{مصاحبه مرحوم فریدون مشیری با مجله زنان شماره 70}


 

2_ «...از هشتاد سال پیش به این طرف تنها یک قالب به قالب های گذشته افزوده شد و آن قالب نیمایی است. یعنی شکستن مصراع در جای مناسب عروض و استفاده از کوتاه و بلند شدن مصراع ها برای بیان مقصود و احساس. نیما از گشایندگان راهی نو بود و کارهای موثر و با ارزشی به وجود آورد]...[ کسانی که شعر نو را به عنوان ادامه منطقی شعر کهن پذیرفته و به کار برده اند یعنی با استفاده از قالب آزاد مفاهیم تازه را به شعر کشیده اند و شعرشان در خواص و عوام نیز تاثیر گذار بوده است موفق شده اند از راه نوین نیماپیروی درست کنند.]...[»

{فریدون مشیری – نقل از کتاب زمزمه های پایدار- فروغ بهمن پور-1378}

 


 

نظر شما در مورد شعر نو و کلاسیک چیه؟ حتما نظرتون رو بهم بگین.

 

بحث ادامه دارد ...



/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

سلام سپهر جان ...ببین دقیقا درسته که شعر باید جوری باشه که خواننده حالا هر کی میخواد باشه بفهمه ولی کمی ابهام در کار به زیباییش کمک میکنه ...در ضمن آهنگت زیبا بود اگه اشتباه نکنم مال یانی است ...چون بارها اینو گوش میدم

رسا

به نظر من شعر نو دچار تصنع شده و همگی يک مضمون دارند. اول بگم به نظر من کار هنری کاری هست که همه قادر به انجام اون نيستند و استعداد ميخواهد. حالا اگر شعر هنر باشه بايد قبول کرد. شعر کلاسيک هنرمندانه تر هست. چون هر کسی قادر نيست شعر مقفا و موزون بگه . اما فکر نکنم شعر نو گفتن کار دشواری باشه. اون دوستی هم که گفته شعر نو مورد قبول نسل جديد هست ؛ به خاطر اينکه موسيقی پاپ به اين نوع شعر بیشتر توجه داره.

ghasem

سلام.شعر يک هنر ما فوق تصور هست که به صورتهای مشخصی در طول اعصار ارائه شده يا کلاسيک يا معاصر و در يک توجه می توان به ما فوق آن اشاره ساده ای کرد ايجاد انواع سبکها انواع شعرها هرکدام يک هنر هست. شعربهترين مورد برای بيان حالات يک شخص (شاعر) برای احساسات خود چه به صورت اجتماعی چه سياسی هستش و هر نوع شعری که بتواند اين احساس را بيان کند رواج پيدا می کند در دوران حافظ و سعدی يک جور و با يک سبک ولی در دوران رودکی سبکی ديگر به همين علت آن سبک و و حتی شاعری معروف و نامی گشته و پس به اميد آن روز که چه شاعران کلاسيک و سنتی گرا و چه معاصر و نو در راه پيشرفت و ارتقاء اين هنر زيبای ايرانی و اين ادبيات مرز و بوم گام بردارند

طلوع

سلام من از شعر فريدون مشيری خيلی خوشم اومد مرسی. ولی در مورد شعرها من زياد حاليم نيست. موفق باشی.

vc

سلام. نوشتت يکمی طولانی بود. ۱۰۰٪‌ميخونم و حتما نظرمو ميگم. ممنون.

مجهول

سلام. آقا من هر چيزی می خواستم بگم استاد مرحوم مشيری قبلا از قول من گفته بودند :) منم فکر می کنم هر کی می خواد بگه آره منم هستم ميد يه مشت خزعبلات رو پشت سر هم مياره اسمش رو هم ميذاره شعر نو! اما کسی که واقعا اين کاره باشه، شعر نو هم که بگه يه حس سياليتی توی آدم به وجود مياره که آدم حس می کنه می تونه با جريان هوا تا هر جا که می خواد همين طور سبک بره و بره ...

jimmy

سلام دوستت دارم خيلی خوشحالم که تو رو دارم حرفاتو همرو خوندم باور کن به خودم ميبالم که با توام.

آب و آئينه

سلام / بحث و مطلب جالبی رو شروع کرديد . به نظر من شعر بايد حس و حرفی برای گرفتن داشته باشه . شاعر نبايد زياد خودش رو به وزن و قافيه محدو کنه . ولی اگه بتونه اونهارو هم رعايت کنه خيلی بهتر ميشه . منتظر ادامه بحثتون هستم . موفق باشيد .

منصوره

متنت طولانيه.. بعداْ می خونم اما آهنگت رو عوض کنی بهتره..

شــــــبنم

سلام..من از شعر فريدون مشيري و همچنين شعر نو خيلي خوشم مياد....البته بعضي شعرها و به اصطلاح شاعر ها روي هر چي شعر و شاعره سفيد كردن....